تبليغاتX
مفاسد اجتماعی
اعتیاد نه زندانی سیاسی ازاد باید گردد

 

اعتیاد نه زندانی سیاسی آزاد باید گردد

اعتیاد نه زندانی سیاسی آزاد باید گردد

 - IMGC8536AZHEE.jpg
 
 به چه می اندیشیم
 
 
 
 

 
 
 من ازادم تو ازادی اینا چی حمید
 مجبورم کردی بر خلاف میل شخصی اینارو بذارم
 
 
+ نوشته شده در  ساعت 10:24 قبل از ظهر  توسط افسانه | 
سکس خانوادگی
به نام او كه يك خدا براى يك دنيا افريد, يك حوا براى يك ادم افريد ,يك ادم براى يك حوا افريد, يك دل براى يك دلبر افريد,يك سر براى يك سودا افريد ,پس همانا انچه كه از يك بيشتر است ,ارزان است و پوچ چطور بنويسم ,چگونه شوع كنم,از كجا بگويم ,نميدانم.گاهى دستهايم ميلرزد ,گاهى از ادم بودن دلم ميگيرد ,گاهى كم مى اورم, اما اين را خوب ميدانم كه سه راه بيشتر پيش رو ندارم و ان سه راه اين است نوشتن و نوشتن و نوشتن پس بايد نوشت ونوشت و نوشت به حاج رضا گفتم حاجی کاش منم قلم تورو داشتم گفت من قلم ندارم فقط می نویسم ..... پس منم میتونم بنویسم ....
به اين جمله ايا تا به حال فكر كرده ايد (سكس خانوادگى)با شنيدن اين جمله شايد هزاران فكر به مغزتان خطور كند كه ........اما واقعيت وحشتناكيست كه بايد پذيرفت , و متاسفانه روز به روز هم اين واقعيت رو به گسترش است
ايا تا به حال به اين هم فكر كرده ايد كه ممكن است كه پدرى هم روى كره خاكى باشد كه با دختر خود زنا ميكند يا اينكه با پسر خود لواط ميكند ,يا اينكه زنى با پسر خود.....يا اينكه دخترى با برادرخود ......... يااينكه مردى با خواهر خود.....يا انكه كسى با دائى خود يا با عموى خود يا با خاله يا با عمه خود ......... بله شايد دور از ذهن باشد اما حقـــــــــــيقت دارد و تعداد اينجور ادمها هم كم نيست
وقتى كه تحقيق را اغاز كردم اول بايد به سراغ قصه هايى مى رفتم كه خود اين افراد نوشته بودند و بايد ميدانستم كه انگيزه انها چه هست و يا اينكه اين كار شيطانى از كجا شروع شد ,يا اينكه چرا دست به اين عمل وحشيانه مى زنند ومنشا اين عمل از كجا اغاز شد
همان طور شد كه از اول فكر مي كردم.تا حالت تهوع پيش رفتم,گاهى دست و پايم ميلرزيد,گاهى منصرف ميشدم از ادامه,گاهى .......... اما هيچكدام از اينها باعث نشد كه ادامه ندهم چون اين را وظيفه اى بر دوش خود ميدانستم كه اين كار را به اتمام برسانم و خدمتى به بشريت كنم.(هر چند كه نوشتن مقاله اى كوچك باشد) راستى با ديدن اين جملات به فكرفرو ميرويد يا حالتان به هم ميخورد يا كنجكاو ميشويد يا .........خب بهتر است ببنيم
پسرى از خاله خود اينطور تعريف ميكرد و سرانجام داستان سكس خود با خاله و مادر خود تعريف كرد كه......... اينم بگم که خاله ميترا هيکل سکسي داره بدن جا افتاده سينه هاي گوشتي ......قلمبه و پاهاي تبل.
خلاصه هر چيزي که براي حشري کردن يه مرد لازمه. ماجرايي رو که ميخوام براتون تعريف کنم برميگرده به 2 سال پيش وهمش ازاونجايي شروع شد که من بعضي وقتا با مامانم ميرفتم حموم........ن
يا خواهرى در مورد برادرش انطور ميگه
هميجوري که رو زمين دراز کشيده بودم کم کم داشت خوابم ميبرد.نميدونم چي باعث شد که يهو از خواب پاشم.اصلا حال نداشتم حتي چشمامو باز کنم.تا اومدم اين دست اون دست شم يهو چشمم ناخوداگاه افتاد به داداشم که کنار من نشسته بود و داره با من.........بله ديگه و ادامه داستان كه با هم سكس كرديم و....
و يا زنى در مورد برادرش چنين ميگويد
اسم من ساناز است و 25 سالمه من يه زن بيوه هستم و خيلي حشري كه سكس كردن را خيلي دوست دارم و معشوق من داداشمه كه اسمش بهزاد است . بهزاد و من دوقلو هستيم و من ميخوام براي شما داستان آغاز سكسمونو بگم
منو بهزاد تا حدود..........
و خيلى داستاناى ديگه كه اگه بگم مطمئنا حالت تهوع بهتون دست ميده
حالا بايد ديد منشا اين عمل از كجاست و چگونه اغاز ميشود:نكته اول اينكه به هر كه مى پرستيد فكر نكنيد كه اين مقاله را كسى مينويسد كه حوزوى است يا بسيجى يا زاهد يا.........نه من يك جوان ساده با همان اعتتقادات مذهبى كه دوست داره ادم باشه نه هرزه.....منم يك جوان مثل همه جوانها كه عشق سينما پارك و تفريح دارن امـــــــــــــــا از اونچيزى كه به روحم لطمه بزنه فراريم چيزايى مثل شراب_زنا_دروغ_فحشاء و........خب اين تا اينجا
ببينيد بچه ها هميشه به يك دوران كه ميرسند چون دارند به سن بلوغ ميرسند يا اينكه يك مدت كه از دوران بلوغ انها ميگذرد فوق العاده شهوتى هستن و كوچكترين چيز ممكنه باعث شهوتى شدن اونها بشه در 80 در صد داستانها اين قضيه به وضوح ديده ميشد كه (خواهرم چون مثلا توى خونه با دامن بسيار كوتاه بود من خيلى شهوتى ميشدم يا اينكه چون مادرم با تاپ توى خونه ميگشت من شهوتى ميشدم و يا اينكه ........)شايد اولين اعتراضى كه شما بزرگترها به اين مقاله من داشته باشيد اين باشه كه يعنى چه؟ يعنى شما ميفرماييد توى خونه هم بايد با چادر بود؟ ببينيد مادر و خواهر گرامى حتى دين شما به شما ميگه كه توى خونه راحت باشيد اما ايا اين بهانه اى نميشه كه شما با لباس زير جلوى اعضاى خانواده ظاهر بشيد يا اينكه يه دامن بپوشيد كه پوشيدن اون هيچ فرقى با نپوشيدن اون نكنه يا اينكه اين باعث بشه كه پسره شما كه مثلا 10 يا 12 سالش هست يا حتى بيشتر در حمام به جون شما كيسه بكشه؟ ........بله و اينها يك به يك دست به دست همديگه ميتونن بدن و از پسر يا برادر شما يك جوان عقده اى بسازن كه تــــــــــــــــــــــمام فكر و ذكرش اين هست كه چطور خودشو ارضاء كنه
دومين چيزى كه به ذهن شما ميرسد اين است كه ايا ادم حتى بايد به برادر و پسر خودش اعتماد نداشته باشه و جلوى اونها راحت نباشه؟
ببينيد مادر و خواهر گرامى حرف اعتماد نيست حرف راحتى نيست حرف اين است كه ما جوى را براى برادر يا پسر خود به وجود نياريم كه باعث اين بشويم كه طرف مقابلمان به مسئله شهوت فكر كند اين مسئله رو هم داشته باشيم كه حتى بچه ها خيلى كنجكاو هستند و دنبال بعضى از مسائل از روى كنجكاوى ميرن.و شايد همين كنجكاوى باعث بشه كه ماندگار بشن در جايى كه نبايد ماندگار بشن . و اين هم در نظر داشته باشيد كه شهوتى شدن يك مرد فرق ميكنه با يك زن ,اصلا سيستم شهوت در يك مرد يك چيز ديگه هست به عنوان مثال:يك مرد با ديدن يك زن نيمه برهنه ميتونه شهوتى بشه اما يك زن تا زمانى كه در حالت بخصوصى قرار نگيره شهوتى نميشه و خيلى فرقهاى ديگه كه از حوصله بحث خارج است...
سومين كمكى كه ميتونيم به بچه ها بكنيم اينست كه جو خانه را اونقــــــــــــــــــــدر جلف نسازيم كه باعث اين بشه كه بچه ها از اين جو سوء استفاده كنن به عنوان مثال ما ميتونيم در رفتار يا برخورد با همسايه يا مهمان كمى غريبه تر باشيم نه اونقدر خودمونى عمل كنيم كه چيزى در ذهن بچه به وجود بياد كه باعث اين بشه كه فكر كنه چرا مثلا مادر با فلان اقا اينقدر مهربان است و...........در مهمانيها ميتونيم يه كم پوشيده تر , متين تر, و باوقار تر باشيم ,( چيزى كه بين ما ايرانيها لينروزها به عنوان يك فرهنگ مسخره در اومده و فكر ميكنيم كه لخت بودن جلوى مهمان با فرهنگ بودن ما را ثابت ميكند)و نكته هاى ديگرى كه خارج از حوصله اين مقاله هست و با كمى تدبر و انديشه ما ميتوانيم محيط بهترى براى فرزندانمان ايجاد كنيم
+ نوشته شده در  ساعت 9:4 بعد از ظهر  توسط افسانه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

به تو ای دوست سلام
دل صا فت نفس سرد مرا آتش زد
کمی از خویش بگویم که مرا بشناسی
روزگاریست که هم صحبت من تنهایی ست
افسانه هستم نمیدونم چرا نمیشه بی تفاوت باشم
ای کاش به انسان بودن خودمون اجر می گذاتشتیم


زندگیم دنبال تکیه گاهی بودم.و در اسمانها نیز دنبالش گشتم
و عشق را یافتم ولی کامل بودنش را در میزبانی قلب انسانها ندیدم.
و حال میگویم که عشق ناب نمیتواند فقط مال انسانها باشد.که عشق
قبل از انسانها در وجود خدا بوده و با دمیدن روحش در گل بی روح .
به ما هدیه داده شد و انسان را تسخیر کرد و
سینه چاک معشوقش ساخت


پیوندهای روزانه
دفتر خالي

پن تک
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1387
تیر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
ایرانیان روز
فارسی بلاگ یعنی همه چی
سکوت برابر مرگ است
پسر کوهستان اریا
هزینه ازادی
روز مرگی
هيچكس نيست
تعقل پوچ
عکسهای هنرمندان
2006جوان
داريوش اقبالي
و تو را دوباره باختم
آرامش پيش از طوفان
خانه نيلوفري
سرسپرده
يار دبستاني1
اواز بلند
كمان ارش
مرثيه براي گلوله عطيه
در جستجوي زمان از دست رفته
عليرضا نوري زاده
هادي خرسندي
پسران بد
يار دبستاني2
نداي مردم خاموش
اش رشته دات كام
بابك توسط خودم
اس ام اس
وبلاگ دكتر علي شريعتي
وبلاگ اريايي
نظر سنجي
تبليغات


كد لوگو

مشخصات كاربران آنلاين
»افراد آنلاين:
»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin
امكانات

*اين صفحه را خانگي كنيد*

 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

كاري از

IRANIAN & SHABSHEKAN

 
*
پیوندها
<-LinkTitle->